تبليغاتX
به ونوس سبزوار خوش آمديد


اين وبلاگ به مديريت سيد عباس موسوي راد متعلق به دانشجويان مجتمع دانشگاه آزاد سبزوار مي باشد . تمام حقوق محفوظ مي باشد تلفن تماس مديريت سايت : 09354428842 ونوس سبزوار به مديريت عباس موسوي راد

  صفحه اصل?

  آرش?و مطالب

  پست ال?ترون??

  درج در علاقهمند? ها

  تبد?ل به صفحه خانگ?

   پر?نت از ا?ن صفحه

 

شهریور 1387
بهمن 1386
شهریور 1386
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
تیر 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
بهمن 1383
آبان 1383
مهر 1383
شهریور 1383
خرداد 1383
فروردین 1383

 

دانشگاه آزاد اسلامي شهرستان سبزوار
سازمان سنجش كشور
خبرگزاري دانشجويان ايران
قبول شدگان در كنكور
سايت رسمي جمهوري اسلامي ايران
سايت بزرگ ياهو
سايت رسمي شركت ساختماني دژهنگ
براي چت كردن با دارندگان موبايل از طريق اينترنت
كنفدراسيون
شوماخر
باهو
سايت بزرگ فيفا
سایت سامان آمد ...
سایت زیبای سبزواری !
سایت شرکت بهینه سازان
سايت زيبا و جالب ميكده
سايت رسمي بزرگيان . نماينده مردم شريف سبزوار
سايت بزرگ لينكستان براي ثبت لينك يا سايت در سرچ

 

جوک

 


يارو تركه تو جبهه پشت ضد هوايي بوده ميزنه يه هواپيما رو ميندازه. خلبانه با چتر نجات ميپره بيرون، تركه ميگه: بچه‌ها در رين صاحابش اومد !!!! بابك لي

غضنفر ميره سيگار فروشي: آقا سيگار برگ دارين؟ خير. پس يك بسته كوبيده بدين! آرش

يارو زنگ ميزنه خونه دوست دخترش، باباش ور ميداره، هول ميشه ميگه: ببخشيد توپمون افتاده! انگوري

يارو تو مسابقه بيست سوالي شركت ميكنه، قبلش بهش ميگن جواب بيسكويته، ولي تو همون اول نگو، اولش يه چند تا سوال كن كه ضايع نشه. يارو ميگه باشه و ميره تو مسابقه، ميپرسه: آقا، يك كويته؟! يارو ميگه: نه. ميگه: دوكويته؟ همينجوري ميگه تا ميرسه به نوزده كويت! يارو ميگه: من يه راهنمايي بهتون ميكنم، با چايي هم ميخورنش. يارو ميگه: آاااهان پس بگو، ‌قنده؟!

يارو از ساختمون ده طبقه ميفته پايين، همه جمع ميشن دورش، ازش ميپرسن: آقا چي شده؟ ميگه: والله منم تازه رسيدم! منيژه

*يارو تو كليسا نشسته بوده، يهو مي‌بينه يه دختر خيلي ميزون مياد تو.يارو ميدوه ميره پشتِ يه مجسمه قايم ميشه. دختره مياد ميشينه جلوي محراب و ميگه: اي خدا! تو به من همه چي دادي، پول دادي، قيافه دادي، خانواده خوب دادي...فقط ازت يه چيز ديگه ميخوام..اونم يه شوهر خوبه ...يا حضرت مسيح‌! خودت كمكم كن! يارو از پشت مجسمه مياد بيرون ميگه: عيسي هل نده!‌ خودم ميرم! عيسي

*يارو به دوستش ميگه: اصغر، قربون دستت، برو عقب ماشين ببين چراغ راهنما ماشين كار ميكنه يا نه. اصغر ميره عقب ماشين، ميگه: كار مي‌كنه، كار نَمي‌كنه، كار مي‌كنه، كار نَمي‌كنه...! مهرداد

يارو تركه خيلي دوست داشته كه يك ماشين 206 داشته باشه و هي از خدا ميخاسته كه يك شامسي بهش بده . تا اينكه قضيه قرعه كشي بانكها پيش اومده بعدش از خدا ميخاد كه اي خدا از توي همين بانكها يك ماشين هم به نام اون در بيار . سه چند شب از خدا همينو ميخاد كه يه شب خواب ميبينه يكي اومده تو خوابش و ميگه خوب آدم حسابي حداقل برو يه حسابي توي بانك باز كن !!!! (بابك لي) *

يارو پسرش رفته بوده زير ماشين، با سنگ ميزنه درش بياره! علي

*يارو ميره مغازه ميگه: آقا يه بيسكويت خوب بدين. بقاله ميگه: ساقه طلايي خوبه؟ تركه ميگه نه. ميگه: ويفر خوبه؟ ميگه نه . ميگه گرجي خوبه؟ ميگه نه. ميگه: مادر خوبه؟ تركه ميگه: قربان شما، دست بوسن! مريم

غضنفر تو مانور شركت ميكنه، اسير ميشه! آزادي بيان

*از يارو ميپرسن شما همتون اينقدر ساده اين؟ ميگه: نه بابا، راه‌راهمون تو آفريقاست!

*چندنفر داشتن ميرفتن كوه، سرپرستشون (كه از قضا لكنت زبون هم داشته) از وسط راه شروع مي‌كنه ميگه: چ چ چ.... ملت اول يكم نگاش مي‌كنن ببينن چي‌ميخواد بگه،‌ بعد مي‌بينن نمي‌تونه حرفش رو بزنه، بي‌خيال ميشن و راه ميافتن، اين بابا هم همه مسير همينجور هي ‌ميگفته چ..چ..چ.. وقتي ميرسن بالا ميخواستن چادر بزنن سرپرسته بالاخره ميگه: ‌چ..چ..چا..چا..چا..چادر يادم رفت! ملت ميگن اي بابا رودتر مي‌گفتي، حالا بايد برگرديم پايين! تو راه برگشت سر پرسته هي ميگفته: ش ش ش.. ولي ملت ديگه شاكي بودن و كسي توجه نمي‌كرده، وقتي مي‌رسن پايين يارو بالاخره ميگه: ش..ش..ش..شو..شو..شوخي كردم!

يارو ميخواسته به فلسطينيا كمك كنه، براشون سنگ پست ميكنه! ايران آزاد

*يارو پسرش رو ميفرسته ژيمناستيك، بعد از يه مدتي ميبينه پسرش روز به روز جاي اينكه پيشرفت كنه هي داره پسرفت مي‌كنه. يك روز ميره سر جلسه تمرينشون ببينه چه خبره، ميبينه از بچش به عنوان خرك استفاده مي‌كنند! عزيزي

*يارو زنگ ميزنه 118، ميگه: ببخشيد شماره تلفن غضنفر رو دارين؟! يارو ميگه: نه. تركه ميگه: پس من ميخونم يادداشت كنين! گلي

*يارو مياد تهران،‌ يه دختر خوشگل ميبينه،‌ بهش ميگه:‌ خانم اين دوست دختر كه ميگن شمايين؟! امير

*يه يارويي چراغ جادو پيدا ميكنه، دست ميكشه روش غولش در مياد ميگه: ‌دو تا آرزو بكن. يارو ميگه: يه نوشابه خنك ميخوام كه هيچ وقت تموم نشه. غوله بهش ميده، يارو يكم ميخوره ميگه: ‌به به! چقدر خنكه! يكي ديگه هم بده! جوك 2006

*از يارو ميپرسن آرزوت چيه؟ ميگه:‌ كاشكي تبريز پايتخت بود! ميگن: چرا؟! ميگه: آخه اون وقت به ماميگفتن بچه تهرون!

*يارو دوتا دزد مي‌گيره، زنگ مي‌زنه به 220!

تركا مانور نظامي ميزارند از دشمن فرضي شكست ميخورند .*

*غضنفر ساندويچ‌فروشي داشته، ‌يك روز يك بابايي مياد ميگه: ‌قربون يك ككتل بده، ‌فقط بي‌زحمت توش گوجه نگذار. غضنفر ميگه: آقا امروز اصلا گوجه نداريم، ميخواي خيارشور نگذارم؟!

*علي وزير مخابرات ميشه بعد از يه هفته مخابرات ورشكسته ميشه! از طرف دولت هيئتِ تحقيق تشكيل‌ميدن، مي‌بينن براي رفاه حال جامعه ورداشته همه گوشي‌هاي ‌تلفناي همگاني رو بيسيم كرده! مهرنوش

يارو مهم ميشه زيرش خط ميكشن، تو امتحان مياد! ژينا

*علي ميره حموم، آب جوش بوده با نعلبكي دوش ميگيره!

*يارو ميره ساندويچي، ميگه: ببخشيد بندري داريد؟ يارو ميگه: بعله. تركه ميگه: پس قربون دستت، ‌بگذار يك حالي بكنيم! عسل 200

*غضنفر هر روز زنگ يك كليسا رو مي‌زده و در مي‌رفته. آخر پدر روحاني شاكي ميشه،‌ يك روز پشت در كمين مي‌كنه، تا تركه زنگ مي‌زنه، ‌خرشو مي‌گيره و مي‌پرسه چيكار داري؟ يارو حول ميشه،‌ با تتپته ميگه: ببخشيد، ‌عيسي هست؟! ناديا

*غضنفر ميره بقالي،‌ مي‌بينه رو ديوار بزرگ نوشتن: علي با ماست! حسن با ماست! حسين با ماست! ميگه: ببخشيد اقا، شما ماست خالي نداريد؟! زهره

*علي ميره آمريكا پيش رفيقش. از قضا همون موقع كنسرت ابي بوده، رفيقش ميگه پاشو بريم يك حالي بكنيم. جلو در سالن، يك بابايي واستاده‌ بوده سي‌دي‌ مي‌فروخته، ‌هي داد مي‌‌زده: ‌سي‌دي ابي، سي‌دي‌ ابي. علي يك نگاهي به يارو مي‌كنه، به رفيقش ميگه: ببين توروخدا مردم چه خنگن! اين يارو اين همه سال تو آمريكا بوده،‌ هنوز اِي بي سي دي رو ياد نگرفته! نادیا

عبدا.. مي‌خواسته گردو بشكنه، گردو رو ميگذاره زير پاش، با آجر ميزنه تو سرش! آرش

*غضنفر با زنش رفته بوده سينما، تو فيلم يهو يه گاوه شروع مي‌كنه دويدن طرف تماشاچيا. تركه يهو ميپره زير صندلي، زنش ميگه: ‌بابا خجالت بكش! اين فيلمه. تركه ميگه: زن! من و تو مي‌دونيم فيلمه، گاوه كه نمي‌دونه! داريوش

*دو نفر در طول مهماني كنار هم نشسته بودند و در طول دو ساعت يك كلمه هم با هم حرف نزدند. پس از دو ساعت يكي از آنها به ديگري گفت: پيشنهاد مي‏كنم حالا در مورد موضوع ديگري سكوت كنيم! فرستاده توسط : زهره

*غضنفر دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش،‌ داشته مي‌برده بالاي ساختمون. صاحب‌كارش بهش ميگه: تو كه فرقون داري،‌ چرا اينا رو ميگذاري رو كولت؟! غضنفر ميگه: ‌اون دفعه با فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذيت مي‌كرد . مینا

اصفهانيه موز ميخوره معده‌اش تعجب مي كنه ! جهان

*بهمن و علي(اصفهاني) سرباز بودن. بهمن ميميره، علي ميره براي خانواده بهمن تلگراف بزنه كه بهمن مرده. مسئول تلگراف‌خونه ميگه: هر كلمه هزار تومان، براي تاريخ و امضا هم پول نميگيريم. علي ميگه بنويس: بهمن تير خرداد مرداد ! مينا

*غضنفر عقب عقب راه ميرفته، ازش ميپرسند: چرا اينجوري راه ميري؟ ميگه:آخه بچه‌ها ميگن از پشت شبيه آلن دلوني! الهام

*به غضنفر ميگن چرا زن نميگيري؟ ميگه: اي بابا، كي مياد زنش رو بده به ما؟! سراج

*باباهه (حواسش نبوده كه كلاهش سرشه) به بچه‌اش ميگه برو كلاه منو بيار. بچه ميگه: بابا كلاهت كه رو سرته! باباهه ميگه: اه...پس...نميخواد بري بياريش! افشين

آرنولد ميره آبادان، همون شب اول آبادانيه تو خيابون بهش گير ميده كه: ولك تورو جون بوات.. تو رو جون ننت، فردا ما رو تو خيابون ديدي بهم سلام كن! خلاصه اونقدر التماس ميكنه، تا آخر آرنولد قبول ميكنه. فرداش آبادانيه داشته با دو سه تا از رفيقاش تو خيابون ‌چرخ ميزده، يهو ارنولد مياد ميگه: سلام عبود! آبادانيه ميگه: اَاه‌ه‌ ... باز اين سيريش اومد!

از يه امريكايي و يه آفريقايي و يه ايراني مي پرسن: نظرتون راجع به كوپن گوشت چيه؟آمريكايي ميگه: كوپن چيه؟ آفريقايي مي‌گه: گوشت چيه؟ ايرانيه مي‌گه: نظر چيه؟

*غضنفر يه نفر رو تو خيابون ديد و پرسيد: شما علي پسر ممدآقا پاسبان نيستي كه توي ابهر سر كوچه چراغي مأمور بود؟ پسر گفت: چرا!؟ غضنفر گفت: ببخشيد! عوضي گرفتم

*مرد: بازهم كه پارچه خريدي؟ زن: مي‏خوام برات دستمال بدوزم. مرد: اين كه چهار متر پارچه است؟ زن با بقيه‏اش هم براي خودم يه پيرهن مي‏دوزم.

جواد عطسه كرد. بهش گفتند: عافيت باشه. گفت: يه بار ديگه زرت و پرت كني مي‏زنم پك و پوز تو خورد مي‏كنم.

*عبدا... داشته پشت بوم خونش رو آسفالت ميكرده،‌ آسفالت زياد مياره،‌ سرعت گير ميذاره!

*غضنفر مي‌رسه، مي‌خورنش.

*معلم: الفباي فارسي رو بگو ببينم. شاگرد: الف – ب – پ – ت – ث – چهار – پنج – شش – هفت... معلم: الفباي انگليسي رو بگو ببينم. شاگرد: ا – بي – سي – چهل – پنجاه – شصت – هفتاد... معلم: الفباي يوناني رو بگو ببينم. شاگرد: آلفا – بتا – ستا – چهارتا – پنج‌تا ... معلم: نخواستم بابا يه شعر بگو. شاگرد: نابرده رنج گنج – پنج – شش – هفت...

*يه بنده خدايي خبر داغ مي‌شنود، گوشش مي‌سوزد!

*موشه وارد داروخانه شد و گفت: آقا مرگ من داريد؟

به غضنفر ميگن 17 شهريور چه روزيه يه كم فكر مي كنه بعد ميگه :فكر كنم 15 خرداده!!!!!

يه روز يه يارويي وصيت ميكنه قبرش رو شيب دار بسازند بهش ميگن چرا شيب دار ميگه دوست دارم بچه ها روش سرسره بازي كنن رضا

يك روز به يه نفري ميگن فجيع ترين حادثه اي كه در بم ديدي چي بود ميگه :وقتي داشتم يه بچه رو خاك مي كردم بچه هي ميگفت عمو عمو به خدا من زنده ام سميرا

يكي پاهاش خواب ميره پتو روش مي كشه كامران

يه نفري دستش نمي رسيده كمرش و بخارونه آجر زير پاهاش ميزاره. آرش 206

غضنفر دو تا بلوك سيماني رو گذاشته بوده رو دوشش،‌ داشته مي‌برده بالاي ساختمون. صاحب‌كارش بهش ميگه: تو كه فرقون داري،‌ چرا اينا رو ميگذاري رو كولت؟! غضنفر ميگه: ‌اون دفعه با فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذيت مي‌كرد! سلمان خان

به يكي ميگن برو سي دي خام بگير ميگه صوتي باشه يا تصويري!!!!!!!! مريم

ازيه نفر مي پرسن فرق زيرشلوارباژيان چيه؟ ميگه باهردوشون نميشه تاسركوچه رفت . آريا

به يه نفري ميگن با بالش جمله بساز ، ميگه يه كلاغ رو درخت بود با تير زدم تو بالش بهش گفتن با اين بالش نه با اون بالش گفت باشه گفت يه كلاغ رو درخت بود با تير زدم به اون بالش گفتن اصلا ولش كن با توشك جمله بساز گفت توشكم زدم تو اين بالش يا اون بالش . شاهرخ

يك روزي يك زن عرب تو اتوبوس واحد يك پسر بدنيا مياره اسمشو مي زارن عبدالواحد. دي جي

يك يزدي اعتراض مي كنه كه چرا همه جوكها مال تركهاست! پس ما چي؟ بهش مي گن، برو داخل كوير ماهيگيري كن ما از تو فيلم مي گيريم. يزديه ميره ماهيگيري يهو مي بينه تركه با قايق موتوري رد مي شه!!!! خودم : بابك لي

يارو دي جي علي گيتور ميره خونه ميبينه بوي گاز مياد به زن و بجش ميگه برق روشن نكنيد من كبريت دارم. آرش

غضنفر جوراب پوشيده بوده يه لنگش قرمز بوده يه لنگش ابي، ميگن اين چيه پوشيدي؟ ميگه نميدونم والا يه جفتم از اينا تو خونه دارم. ماري

يك روز كه يك مرده آتيش ميگيره وقتيكه به بيمارستان ميبرنش مي بينند كه تمام استخان ها يش شكسته وقتي كه دكتر به مردي كه او را آورده بودگفت چرا استخان هايش شكسته مردگفت چون آب نبود بابيل خاموشش كرديم . آريا

عبدلي ميري بدنسازي مربي ميگه هفته اول بدن درد داري تركه ميگه خوب من از هفته دوم ميام. رضا

غضنفر به مدت دو سال ميره سربازي بعداز اتمام سربازي بهش كارت ميدن . ميگه: اه من گواهينامه ميخواستم از اينا كه داشتم . الهام

يه روز به غضنفر ميگن: ميدوني چرا كرمها نميتونن سوار قطار بشن ؟؟ ميگه: خوب معلومه!!! چون دست ندارن بعدش باي باي كنن . ناديا

يه روز يه بنده خدايي تو مسابقه دو دوپينگ ميكنه ميخواد كسي نفهمه آخر مي شه .

غضنفر زنش 5 قلو ميزاد كه هر كدوم يه رنگ بودند . ميره دكتر علتش سوال ميكنه . دكتر بعد از معاينه ميگه : آقا جون زن شما به جاي قرص ضد حاملگي اسماتيز ميخورده .

يه يارويي رو برق ميگيره ميگه: ول كن تا ول كنم. بيتا

به غضنفر مي گويند با نجيب جمله بساز مي گه شلوار من نه زيپداره نه جيب. عباس

يكي مي ره بالاي درخت چنار, ازش مي پرسن: "تو اون بالا رو درخت چنار چي كار مي كني؟" مي گه :"دارم توت مي خورم" بهش مي گن :" بابا اين درخت چنار توت نداره كه " مي گه: "توت تو جيبمه". فرياد زير آب

پينو كيو ميره سر قبر پدر ژپتو ميگه !عرو سكي بودم برات كه تو بهم نفس دادي . آرش راد

به نيوتن ميگن: چرا وقتي سيب خورد تو سرت اين قدر تعجب کردي؟ ميگه : آخه زيره درخت گلابي نشسته بودم!!!

*********************************************************************

دوستان عزيزي كه مايلند جكهايشان با نام خودشان در اين صفحه قرار گيرد ، جكشان را همراه با نامشان به ايميل زير ارسال كنند:

venous_sabz@yahoo.com

*********************************************************************

نوشته شده توسط عباس موسوي راد در یکشنبه هجدهم بهمن 1383 و ساعت 9:22 ل?ن?


تلفن تماس مديريت سايت : 09354428842 منتظر پيشنهادات شما هستم http://venoos.blogfa.com/

تعداد بازديد كننده تا كنون

مطالب موجود در سايت ونوس سبـــــزوار

دانلود001-درست كردن پوشه بي نام

ساخت آدي از ياهومسنجر-عبور از پروكسي

آرشيو كلمات مورد استفاده در چت

انواع پرچم هاي ايران

چگونگي بودجه كشور در سال 1384

آرشيو جوك ونوس سبزوار

تحقيق فيبر نوري

تحقيق الكترو مغناطيس

تحقيق موتورهاي جت

راه عبور از فيلتر

پنهان كردن داريو كامپيوتر-ليست تمام خطاهاي مودم -گالري هنرمندان ايروني

همه چيز در مورد دي جي علي گيتور

مي شويم dc چرا

حمله اشرا مسلح به سبزوار

نامه عاشقانه كامپيوتري -چندتا عكس عاشقانه واسه دوستت

پول برره اي

عكس هايي از يك جنين نوزاد در جوي آب در تهران

مجسمه هايي كه به ديدنش مي ارزه

...باز هم جوك و عكس و

هشدار به موبايلي هاي خفن

فنون افزايش سرعت در اينترنت

سايت برنامه نود+برنامه كامل بازيهاي ليگ

كشته شدن پسر رئيس زندان سبزوار

!!!!زهرا ميرابراهيمي در فيلم هاي اكشن

عروسي در سبزوار جان يك نوجوان 8 ساله را گرفت

خبرهايي جلب از موبايل -قيمت سيم كارت سبزوار-دانستني هايي از ايرانسل

به بزرگترين و پربيننده ترين وبلاگ سبزوار خوش آمديد